"فلسفه" حرف می آورد و "عرفان" سکوت.
آن عقل را بال و پر می دهد و این عقل را بال و پر می کند.
آن نور است و این نار.
آن درسی بود و این در سینه.
از آن دلشاد شوی و از این دلدار.
از آن خدا جو شوی و از این خدا خو.
آن به خدا کشاند و این به خدا رساند.
آن راه است و این مقصد.
آن شجر است و این ثمر.
آن فخر است و این فقر.
آن کجا و این کجا!
(هزار و یک نکته ،علامه حسن زاده آملی)
نخستین
دستور عرفانی
السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا
این بار هم قسمتم نبود، دعوتم کردی. می دانم لطف کردی،منت گذاشتی. شاید هم به خاطر محبتم به...
این جملات زیبا را یادم آمد.
"یا ایها العزیز ! مَسَّنا و اهلنا الضُر و جِئنا ببضاعه مُزجاه و اَوفِ لَنَا الکَیل و تَصَدَّق علینا ؛ ان الله یَجزِی المتصدقین."
"وَعادَتُکُمُ الاِْحْسانُ، وَسَجِیَّتُکُمُ الْکَرَمُ"
و گرنه ما قابل این حرفها نبودیم. سالهاست که حرم شما برای من در گوشه صحن گوهر شادست. نمیدانم، اگر ناراحت نمی شوید می گویم که برای ما گنهکاران روبروی گنبد جای بهتریست. راستش شرم و حیا اجازه پا درازی نمی دهد وگر نه بی ادب نیستم. ورود به حرم آدابی دارد. طهارت می خواهد. بارها خوانده ام "لا یمسه الا المطهرون". خودت شاهدی که با چه شرمی اذن دخول را خواندم " باذن الله و ..."
ولی نمی شود. من که نمی توانم. آقا جان دیدی که روز اول نیامدم. خواستم از تشنگی حضور در برابر ضریحت پرپر بزنم.خواستم از غم ندیدن ضریحت در همان حیاط بمیرم. از همان گوشه صحن گوهرشاد بعد از دعای سلامتی مولا زیارت جامعه خواندم.نیابت گرفتم –به نیابت مولا صاحب الزمان-
بَه چه زیارت جامعه ای بود. روبروی گنبد :
"السلام علیکم یا اهل بیت النبوه ..." .
به ما آموخته اند که ولایت شما کفاره گناهان است و باعث پاکی نفوس ماست.
"وَما خَصَّنا بِهِ مِنْ وِلایَتِکُمْ طیباً لِخَُلْقِنا، وَ طَهارَهً لاَِنْفُسِنا، وَ تَزْکِیَهً لَنا، وَ کَفّارَهً لِذُنُوبِنا"
ولی باز هم دلم راضی نیست برای حضور در حرم. از همین جا برایت گفتم:
" یا وَلِىَّ اللهِ اِنَّ بَیـْنى وَبیْنَ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ ذُنُوباً لا یَاْتى عَلَیْها اِلاَّ رِضاکُمْ، فَبِحَقِّ مَنِ ائْتَمَنَکُمْ عَلى سِرِّهِ، وَاسْتَرْعاکُمْ اَمْرَ خَلْقِهِ، وَقَرَنَ طاعَتَکُمْ بِطاعَتِهِ، لَمَّا اسْتَوْهَبْتُمْ ذُنُوبى، وَکُنْتُمْ شُفَعآئى، فَاِنّى لَکُمْ مُطیعٌ، مَنْ اَطاعَکُمْ فَقَدْ اَطـاعَ اللهَ، وَمَنْ عَصاکُمْ فَقَدْ عَصَى اللهَ، وَ مَنْ اَحَبَّکُمْ فَقَدْ اَحَبَّ اللهَ، وَ مَنْ اَبْغَضَکُمْ فَقَدْ اَبْغَضَ اللهَ"
در برابرت ای ضامن آهو و ای شفیع خواندم. ای مولا آیا ضامن ما هم می شوی؟
"اَللّـهُمَّ اِنّى لَوْ وَجَدْتُ شُفَعآءَ اَقْرَبَ اِلَیْکَ مِنْ مُحَمِّد وَ اَهْلِ بَیْتِهِ الاَْخْیارِ، اَلاَْئِمَّهِ الاَْبْرارِ، لَجَعَلْتُهُمْ شُفَعآئى، فَبِحَقِّهِمُ الَّذى اَوْجَبْتَ لَهُمْ عَلَیْکَ، اَسْئَلُکَ اَنْ تُدْخِلَنى فى جُمْلَهِ الْعارِفینَ بِهِمْ وَبِحَقِّهِمْ، وَ فى زُمْرَهِ الْمَرْحُومینَ بِشَفاعَتِهِمْ،اِنَّکَ اَرْحَمُ الرّاحِمینَ،وَصَلَّى اللهُ عَلى مُحَمَّد وَآلِهِ الطّاهِرینَ، وَسَلَّمَ تَسْلیماً کَثیراً، وَحَسْبُنَا اللهُ وَنِعْـمَ الْوَکیلُ."
باور نداشتم که رضا(ع) ضامنم شود یک بچه آهو آمد و جای من گرفت