X
تبلیغات
رایتل

























...و مزاجه من تسنیم

این وبلاگ با موضوعات دینی در جهت پیشبرد سطح آگاهی اعضای خود(هیئت انصارالائمه ) و عموم استفاده کنندگان فعالیت می کند .

سلام

این بار سلام در سال جدید.

سال 1389.

این چند روز که خیلی زود گذشت. ولی تا پایان سال راه درازی مانده. سال گذشته با تمام فراز و نشیبش گذشت و سال جدید پیش روی ماست.سالی که گذشت سال پر کاری بود . همتمان در سال گذشته زیاد بود ولی گویا همتمان مطابق با الگوی مصرف نبود .به گمانم برای آنچه پیش روی ماست همتمان همچنان کم است. ای وای بر ما، نکند اماممان از همت کم ما در رنج است. ای وای بر ما ، نکند خدای نکرده مولای ما تلاش ما را برای رسیدن به نقطه موعود کافی نمی داند. ای سید ما چه شد که امسال را این چنین نامیدی. به ما گفته اند "العاقل بالاشاره".

معنای "چفیه" و "انگشتر از حدید"و "یا ظافر" و "تلاش و همت مضاعف" و "جنگ نرم"و ... چیست؟ به نظر معنایش را می فهمم...

به به چه صدای دلنشینیست. من از این کلمات تنین خوشایندی می شنوم. دیگر صدای رفتن را می شنوم. صدای حرکت ، صدای جنبش، صدای شدن. دیگر کم کم به پایان25 سال خانه نشینی علی نزدیگ می شویم . دیگر کم کم باید برای جهاد علیه اصحاب جمل و لشکریان صفین و نهروانیان آماده شویم.



 می گویند پیرها هم امید داشته باشند به ظهور منجی. ما در این جبهه نیز پیروز خواهیم شد(انشاءالله). امسال نیز همتمان را باز به رخ جهانیان خواهیم کشید. به گفته رهبر خیبر شکن، امسال در جبهه جنگ نرم یک همت نیز کافی نیست ،همتی مضاعف      می طلبد. ای سردار عاشورایی خیبر، ای شهید بزرگوار ، گویا رهبرم کمی دلتنگی با تو داشت.گویا باز هم در ذهنم صدایش را می شنوم :"کجایند آن یارانی که پیمان جانبازی بستند". گویا یاد روزهای عملیات خیبر افتاد که نام امسال را به تو پیوند زد. ای همت. زمزمه لبان ما این روزها اینگونه است. با خود می خوانیم: ما که ابراهیم همت داشتیم/سینه چاکان ولایـت داشتیم/پس چرا امشب به ساحل مانده ایم / پس چرا اینگونه در گل مانده ایم؟!. ای امام ما اگر در روزگاران گذشته سربازان خمینی در گهواره بودند و در جنگ هشت ساله همت شدند. سربازان شما هم در جنگ هشت ماهه ،همتی مضاعف شدند. نه، اصلا آقا به افتخار ما امسال را همت مضاعف نامید. ای رهبرم. آنچنان در امسال تلاش کنم  و آنچنان همت نمایم که خود یک تنه یکی از سرداران جبهه خیبرت باشم.ای فاتح خیبر ، ای آه خمینی، ای خیبر شکن،ای قرص ماه من، ای که ظفرت را از ظافر می طلبی.ای که هر بار با شنیدن صدای تو چشمانم اشک آلود و دلم قرص و لبانم پرخنده  می شود . ای که با دیدن تو زیر لب با خود می گویم:" رحم الله عمی العباس". این بار هم پشت به پشت به یاریت آماده ایم. این بار هم قلعه این ناپاکان را فتح خواهیم کرد. در کنار حرم رضوی فرمودی که از ما راضی هستی. ولی چشم آقا ، همتمان را مضاعف می کنیم. تلاشمان را بیشتر می کنیم. تا به آنچه تو ما را به آن رهنمونی برسیم.  

نوشته شده در سه‌شنبه 10 فروردین‌ماه سال 1389ساعت 13:20 توسط انصارالائمه نظرات (3)


Design By : Pichak